تبليغاتX
وبلاگ یاگو:سرگرمی و کاربردی

وبلاگ یاگو:سرگرمی و کاربردی

شخصيت هاي مشهور چپ دست

درمورد افراد چپ دست عقايد و خرافه هاي زيادي وجود دارد.اسکیمو ها آن ها را جادوگر می دانستند و فرانسوی ها و آلمانی ها معتقد بودند این افراد , آدم هایی نحس و بد يومن هستند.

چپ دست ها از دو نيم كره مغزشان استفاده مي كنند و اين نيم كره ها در افراد چپ دست سريعتر عمل مي كنند.چپ دست ها در امور بازي رايانه اي و ورزشي توانا هستند.

بعضي محققان مي گويند افراد چپ دست از هوش بالايي برخوردارند و مغز آن ها بهتر كار ميكند. افراد دست چپ ارتباط سريع تري بين مغز و بدن خود دارند و در واكنش سريع هستند.چپ دست ها در انجام دو و يا چندين كار توانا ترند. نمي دانم اين مطالب چقدر صحيح است.من خودم چپ دست هستم و به چپ دست بودنم افتخار مي كنم.


مشاهير چپ دست:

نيوتون،پيكاسو،شكسپير و كساني كه در زير عكس و نام آن ها قرار داده شده است:




لئوناردو داوینچی






ناپلئون







ماهاتما گاندی






مدیر شرکتIBM






جولیا رابرتز






جان اف کندی






جیم کری






بوش پدر






بوروس ویلیس






آنجلینا جولی






بیل گیتس






انیشتین






چارلی چاپلین






باراک اوباما

و خودم كه چپ دست هستم.


+ نوشته شده در  جمعه 4 دی1388ساعت 23:51  توسط رضا  | 

دعوتنامه پرشين گيگ

صاحبان وبلاگ و وبسايت بشتابيد. كساني كه تمايل به ثبت نام در سايت پرشين گيگ را دارند در قسمت نظرات نام و آدرس ايميل خودشون رو  بنويسند.ثبت نام در اين سايت نياز به دعوتنامه دارد.

همانطور كه مي دانيد سايت پرشين گيگ خدمات رايگاني مانند:ثبت دامنه رايگان،فضاي 100 مگابايتي رايگان و... را به كاربران خود مي دهد.

فقط اولين كسي كه نظر بدهد دعوتنامه پرشين گيگ به ايميلش فرستاده مي شود.

توجه:كساني ديگري كه نظر بدهند،در اولويت هستند و اگر دعوتنامه هاي پرشين گيگ تا هفته آينده به دستم رسيد به ايميلشان مي فرستم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 21:11  توسط رضا  | 

خرس هاي كچل!!!-طنز خبري

محققان جانورشناس آلماني اعلام كردند:"سه خرس كچل باعث تعجب آن ها شده اند."،به نظر شما كدام گزينه صحيح تر است؟!

الف.اين خرس ها از غر زدن زن هايشان كچل شده اند.

ب.شامپوي تاريخ مصرف گذشته و يا شامپو صحت مصرف كرده اند.

ج.مدل جديد است!

د.احتمالا خرس هاي كچل هم از تعجب جانور شناسان كچل آلماني تعجب كرده اند!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آذر1388ساعت 20:0  توسط رضا  | 

طنز خبري

اين جمله وزير بهداشت را توصيف مي كنيم:"يك ميليون ايراني آنفولانزاي نوع A دارند."

ايشان فراموش كرده اند كه خودشان وزير بهداشت هستند و در نتيجه براي اطلاع رساني اين آمار را در اختيار رسانه ها گذاشته اند تا مسئولان بهداشتي مملكت از اين فاجعه مطلع شده و مسئله ي مربوطه را پيگيري نمايند.

محققان دانشگاه كايرو:"بنزين زدن افسردگي مي آورد."

1.احتمالا منظورشان افرادي است كه بنزين آزاد ميزنند.

2.{...}خودشان هستند.اين حرف هارو مي زنند تا صف بنزين خلوت بشه بعد خودشون برن بنزين بزنن.

3.محققان هم خودشان را مسخره كرده اند.خوب معلوم است هر عملي كه در انتهايش پول پرداخت بشود منجر به افسردگي مي شود.حالا مي خواد بنزين زدن باشد،يا اتصال به اينترنت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 19:55  توسط رضا  | 

اولین قبرستان مجازی در ایران راه اندازی شد (شعر و طنز)

 

اگر رفتی به کافی نت ،از آن جا

بزن یک سر به قبرستان تو،اما

بخوان یک فاتحه اول برای

خطوط و سرعت اینترنت ما!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 10:19  توسط رضا  | 

كتاب جاواي جوكستان نسخه 2 براي مويايل

به نام خدا

سلام به كساني كه مي دونن خنده بر هر درد بي درمان دواست.

كتاب جاواي جوكستان نسخه 2 مجموعه اي از 125 لطيفه كوتاه ايراني مي باشد كه براي دانلود قرار دادم.

جوك هاي اين كتاب پاستوريزه و هموژنيزه است و در آن به هيچ كس توهين نشده و به نظر من بهترين كتاب جوك و لطيفه است.

روی لینک زیر کلیک کنید:

http://reza3.persiangig.com/javasoft/jookestan2-www.yago.blogfa.com.zip 

پسوورد:www.yago.blogfa.com

اونايي كه مي خوان از خنده بتركند حتما دانلود كنند.بعد از دانلود وخوندن جك ها اگر تركيديد شاكي نشيد.

كلمات كليدي:كتاب موبايل،كتاب جاوا،كتاب جوك و لطيفه،كتاب جوكستان نسخه 2

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آذر1388ساعت 12:30  توسط رضا  | 

توضيحی درمورد وبلاگ

سلام.....عید غدیر مبارک.

وبلاگ ياگو در زمينه سرگرمي فعاليت مي كند.در واقع نوشتن مطالب سرگرمي خيلي سخته چون اين جور مطالب و وبلاگ ها در اينترنت زياد شده.

خوب بگذريم.موضوع سرگرمي شاخه هاي متفاوتي داره كه يكي از آن ها كه مهم تره موضوعه جوك و ظنزه.چيزي كه از جوك و طنز در ميان بيشتر مردم رايجه،توهين به اقوام و مسخره كردن شخصيت ها و همچنين جوك هايي كه خلاف اسلام و شرع است كه در اينترنت نيز رايج شده است.هدف وبلاگ ياگو نوشتن جوك ها و مطالب طنز سالم،خنده دار،به دور از توهين به اقوام و شخصيت ها و مطالب خلاف قوانين اسلامي مي باشد.من اميدوارم كه مطالب طنز سالم فارسي بين مردم رايج شود و مفهوم واقعي طنز در كشورمان جا بيافتد.

يكي ديگر از شاخه هاي سرگرمي كه وبلاگ ياگو در آن فعاليت مي كند،حكايت است.حكايت مطلبي پندآموز است به طوري كه مايه خنده باشد.ميتوان گفت در آميختي از طنز و نصيحت و عبرت است.

موضوع ديگري كه وبلاگ سرگرمي ياگو در آن فعاليت ميكند،داستان هاي كوتاه است.درون مايه داستان هاي كوتاه مي تواند طنز،حكايت و عبرت باشد.

موضوع ديگري كه وبلاگ در آن فعاليت دارد قسمت دانستني هاست.اين قسمت شامل دانستني هاي علمي،سرگرمي،هنري،ورزشي،وبلاگي،سينمايي،كامپيوتري،موبايلي و هر چيز جالب و خواندني و دانستني ديگر است.

قسمت ديگر فعاليت وبلاگ معرفي و دانلود بازي هاي موبايل و نرم افزار هاي كاربردي موبايل است.تمام نرم افزار و بازي هاي موبايل اين وبلاگ جاواست و روي تمام گوشي ها قابل نصب و اجراست.اين نرم افزار و بازي ها روي سايت پرشين گيگ آپلود شده و لينك مستقيم دارد.

پسوورد تمام فايل هاي زيپ www.yago.blogfa.com است.

فعاليت وبلاگ تا امروز را شناختيد.اميدوارم لحظات خوبي را در وبلاگ سرگرمي و كاربردي ياگو سپري كنيد.

با نظرات كاربردي خود ما را ياري كنيد!

+ نوشته شده در  شنبه 14 آذر1388ساعت 20:19  توسط رضا  | 

بازي شاهزاده ايراني 3 براي موبايل جاوا(3 prince of Persia)

سلام به كساني كه بازي شاهزاده ايراني را دوست دارند.

بازي فوق العاده زيباي شاهزاده ايراني 3 براي موبايل با فرمت جاوا آماده دانلود است.

اين بازي با محيطي سرسبز و روشن بازي متفاوتي با نسخه هاي قبلي آن است.گرافيگ عالي،حركات و شمشير زني زيباي شاهزاده ايراني از نكات كليدي اين بازي است.

براي دانلود بازی جاوا شاهزاده ایرانی ۳ روي لينك زير كليك كنيد.

http://reza3.persiangig.com/java/prince3.zip

پسوورد:www.yago.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 آذر1388ساعت 10:26  توسط رضا  | 

بازي پاندا كونگ فو كار جاوا(jar )

انميشن بسيار زيباي پانداي كونگ فو كار را كه حتمآ ديده ايد.كونگ فوي پاندا با داستاني جذاب،اكشن و خنده دار بسيار سرگرم كننده است.امروز بازي پاندا كونگ فو كار را براي موبايل(با فرمت جاوا يا جار) كه قابل نصب روي تمام گوشي هاي موبايل است را در اين وبلاگ قرار دادم تا شما هم دانلود كنيد.

ويژگي هاي بازي موبايل پاندا كونگ فو:

-همانطور كه در تصوير مي بينيد بازي پاندا كونگ فو از گرافيك فوق العاده برخوردار است.

-داستان بازي پاندا كونگ فو بر اساس انميشن آن است.

-شامل 10 مرحله جذاب و سخت است.

نظر يادتون نره!

روی لینک زیر کلیک کنید:

http://reza3.persiangig.com/java/Kung-Fu-Panda%5Bwww.yago.blogfa.com%5D.zip

+ نوشته شده در  جمعه 13 آذر1388ساعت 11:3  توسط رضا  | 

بازي شاهزاده ايراني 2 براي موبايل جاوا(prince of Persia 2)

بازي شاهزاده ايراني 1 كه براتون گذاشتم.اينم بازي شاهزاده ايراني 2 براي موبايل با فرمت جاوا كه آماده دانلود هستش.بازي پرنس پرشيا 2 نسخه اي متفاوت است كه با دانلود و بازي كردن آن شگفت زده خواهيد شد.

بازي موبايل شاهزاده ايراني 3 (prince of Persia 3) شگفت انگيز ترين بازي موبايل است كه اگر نظر بديد براتون مي ذارم.

روی لینک زیر کلیک کنید:

http://reza3.persiangig.com/java/prince-of-persia-2%5Bwww.yago.blogfa.com%5D.zip

+ نوشته شده در  جمعه 13 آذر1388ساعت 10:49  توسط رضا  | 

بازي شاهزاده ايرني 1 براي موبايل جاوا (prince of Persia 1)

بازي شاهزاده ايراني 1 را كه مي شناسيد.اگر نسخه كامپيوتر آن را بازي كرده باشيد حتما نسخه موبايل شاهزاده ايراني را دانلود كنيد.بازي شاهزاده ايراني 1 جاواست و روي تمام گوشي ها نصب مي شود.

ويژگي هاي بازي شاهزادهخ ايراني 1(prince of Persia 1)

-گرافيك متوسط

-داراي 8 مرحله

-داستاني متفاوت با نسخه كامپيوتري

دانلود از لینک زیر:

http://reza3.persiangig.com/java/prince-of-persia-1%5Bwww.yago.blogfa.com%5D.zip

پسوورد:www.yago.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه 13 آذر1388ساعت 10:45  توسط رضا  | 

گفتمان شتر و مامانیش-حکایت طنز

آورده اند روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت وگویی به شرح زیر صورت گرفت:
بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می تونم ازت بپرسم؟
شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟
بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم.
بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف و پای ما گرد است؟
شتر مادر: پسرم. قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است.


بچه شتر: چرا مژه های بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد.

شتر مادر: پسرم این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم ها ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند.

بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شن های بیابان است… .

بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم… ..

شتر مادر: بپرس عزیزم.

بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم؟

نتیجه گیری: مهارت ها، علوم، توانایی ها و تجارب فقط زمانی مثمرالثمر است که شما در جایگاه واقعی و درست خود باشید… پس همیشه از خود بپرسید الان شما در کجا قرار دارید؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 آذر1388ساعت 10:33  توسط رضا  | 

فرق بين شاه و گدا

يک پادشاه اسپانيايي, به دودمان خود بسيار مي باليد.همچنين مشهور بود که با ضعيفان بي رحم است. يک روز, با نزديکان خود در دشتي در آراگون راه مي رفت که سال هل قبل, پدرش در جنگي در آن کشته شده بود. در آنجا به مرد مقدسي برخوردند که در ميان توده عظيمي از استخوان ها, چيزي را جست جو مي کرد.
پادشاه پرسيد: آن جا چه مي کني؟
مرد مقدس گفت: اعليحضرتا, سربلند باشيد.
هنگامي که شنيدم پادشاه اسپانيا به اين جا مي آيد, تصميم گرفتم استخوان هاي پدرتان را پيدا کنم و به شما بدهم. اما هر چه نگاه مي کنم, نمي توانم پيدايش کنم. مثل استخوان هاي کشاورزان, گداها, فقرا و بردگان است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 آذر1388ساعت 10:28  توسط رضا  | 

سخني با شما دوست عزيز

دوستان سلاااااام

مي خام حرف دلمو بگم...

راستيتش خسته شدم اينقدر مطلب نوشتم هيچ كس نظر نداد.

بازديد وبلاگ هم كه در حد تيم مليه....

اگر مطالب رو خونديد،خوشتون اومد لطفا نظر بديد.من ظرفيت انتقاد رو دارم.

البته اينا طبيعيه چون تازه امروز در فهرست موضوعي وبلاگ هاي بلاگفا ثبت شدم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آذر1388ساعت 19:36  توسط رضا  | 

هری پاتر به روایت کارگردانان ایرانی-طنز

 

 ما پیش بینی کرده ایم که اگر هر کدام از کارگردانان ایرانی بخواهند فیلم هری پاتر را بسازند چه اتفاقی می افتد: 

 

مسعود کیمیایی:

نام فیلم: هری پاتر و چاقوی دسته سفید

در قسمت جدید هری پاتر(با بازی پولاد کیمیایی) خسته و شکسته خورده از جادوی لورد ولدومرت سر به کوی و بیابان گذاشته است. هری تنهاست...او جفای روزگار کشیده...دامبلدور او را از هاگوآرتز اخراج کرده است...رون بعد از مدتها دوستی از پشت به او خنجر زده... جنی ویزلی یک لگد اساسی به او و عشقش زده است و با یکی دیگر روی هم ریخته.

هری در بین راه ناگهان توسط لرد ولدورت ربوده میشود و او را می برند آنجایی که اهالی هاگوآرتر در انجا نی انداختند. در آنجا با چوب جادوی ضامن دار تولیدی زنجان روی صورت هری پاتر پوستر خط آهن تهران-قزوین را طراحی میکنند.

در همین حال ناگهان پروفسور دامبلدور(با نقش آفرینی فرامرز غریبیان) وارد میشود و پس از لت و پار کردن بازیگران میپرد هری را کول میکند و دوان دوان از صحنه خارج میشود.

توضیح: در تمام طول مدت تولید و پیش تولید فیلم جواد طوسی فیلم را یک شاهکار معرفی میکند که خود جی کی رولینگ هم لنگه آنرا ندیده و امیر قادری یک مستند 3 ساعته از فیلم 2 ساعته "هری پاتر و چاقوی دسته سفید" ساخته کیمیایی میسازد. فیلم به جشنواره نمیرسد و آرش خوشخو این حرکت کیمیایی را یک سیاست بسیار هوشمندانه از استاد مسلم سینمای ایران میداند.

 

تهمینه میلانی:

نام فیلم: هرمیون در هاگوارتز

هرمیون و جنی ویزلی دختران بدبخت و بیچاره و مظلومی هستند که تحت ظلم چند نفر از مردان رزل و پست و [...] در هاگوآرتز قرار گرفته اند.

هری پاتر( با بازی محمد رضا فروتن) و رون (با بازی آتیلا پسیانی) به هرمیون و جنی زور میگویند و از آنها میخواهند که ظرف ها را بشویند و برایشان ورد قرمه سبزی بخوانند. رون, هرمیون را بی رحمانه کتک میزند نمیگذارد او از هاگوآرتز بیرون برود و هری هم با کمربند, جنی را سیاه و کبود میکند.

هرمیون و جنی برای دفاع از حق خودشان به سراغ پروفسور دامبلدور(با یک نقش آوری خفن و خیره کننده از جمشید هاشم پور) میروند که چند وقتی است با تنی چند از جادوگران بازنشسته هاگوآرتز سازمان حمایت از حقوق زنان را تاسیس کردهاند. دامبلدور پس از شنیدن شکایت آنان سوار بر یک جاروی پرندهای تولیدی شرکت ایران خودرو میشود و به سمت هاگوآرتز میرود تا حساب هری و رون را کف دستشان بگذارد و حق و حقوق هرمیون و جنی را از حلقومشان بیرون بکشد.

او در انتهای فیلم هری را به سوسک و رون را به گودزیلای پلاستیکی تبدیل میکند تا عبرتی باشد برای مردان دیگر.

 

جعفر پناهی:

ما که فیلمهای بدون مجوز را نگاه نمیکنیم... شما هم نگاه نکنید... مخصوصآ اگر دختر هستید...پس فردا لباس پسرانه می پوشید میروید ورزشگاه آزادی تا هنر گلزنی آرش برهانی را از نزدیک تماشا کنید آنوقت میایند یقه مارا میگیرند.

 

بهرام بیضایی:

روزهای اول:

روزنامه ها با تیتر درشت مینویسند: بیضایی باز میگردد / سگ کشی تکرار میشود / آه ای استاد کجا بودی تا حالا ؟

چند روز بعد : به دلیل شور شدن نهار محمدرضا گلزار و جوشیده بودن چای آقای کارگردان در سر صحنه بیضایی از ساخت فیلم منصرف شد.

چند روز بعد تر: بیضایی باز هم برگشت.

دو سال بعد : بعد از کلی رفت و برگشت بیضایی رفت که دیگر برنگشت. وزارت ارشاد برای ترویج فرهنگ ازدواج خواستار جاری شدن صیغه عقد بین هری پاتر و جنی ویزلی شد و بیضایی ابتدا کمی برای وزارت ارشاد چشم و ابرو آمد و سپس گفت"همینه که هست... میخواین بخواین و نمی خواین هم نخواین" و همچنین در ادامه اضافه کرد که "عمرآ ".

چهار سال بعد بیضایی فیلنامه هری پاتر را تغیر میدهد و شروع به ساخت فیلمش میکند.

به دلیل مین گذاری و حفر خندق در اطراف محل فیلمبرداری تا به حال هیچ خبرنگاری جرات ورود به محدوده فیلمبرداری را نکرده است.

در خبر ها آمده که مژده شمسایی با گریم در نقش هری پاتر حضور پیدا میکند. طبق آخرین اخبار او در نقش هری پاتر تمام شخصیتهای مذکر و پلید ماجرا را لت و پار می کند و در پایان همچون سوپر من, پدر و مادر و جد و آباد لرد ولدومورت را جلوی چشمش میآورد.

 

سیروس مقدم:

سریال هرگس(ترکیبی از هری پاتر و نرگس)

هرمیون که یک دختر آفتاب مهتاب ندیده و نسخه دوم فرشته مهربان است که نسخه اول آن پینوکیو را آدم کرد. او خواهری دارد که از عکس وی به جای پوستر طبیعی مادر فولاد زره میتوان استفاده کرد. خواهر هرموین بعد از اینکه با جادو جمبل قاپ رون ویزلی را میدزد میفهمد که یک مشکل اساسی سر راه وجود دارد. پدر رون معروف به شوکت ویزلی کلآ و اساسآ با این قضیه مشکل دارد او معتقد است مادر فولاد زره هم از خواهر هرمیون طبیعی تر است و هم پسرش فولاد زره است و میشود زد توی کار بازار بازار آهن و فولاد.

در این میان ناگهان هرمیون وارد صحنه میشود....از آنجایی که کلآ هر چیزی که داخلش صحنه باشد سانسور خواهد شد وی از صحنه خارج و این بار وارد داستان میشود.

چی؟ باقی داستان؟ خب آخر همه سریالهای تلویزیونی که مشخص است. عشق...وفا... دوستی... ایدز ... و از این جور مسائل.

پی نوشت: به دلیل اصلاحیه وزارت ارشاد تمام صحنه های مربوط به هری پاتر به دلیل وجود جای ماچ جنی ویزلی بر روی لپش سانسور شده و او فقط در یکی دو صحنه به صورت وصله پینه به عنوان سیاهی لشکر حضور دارد.

 

ایرج قادری:

هری پاتر(با بازی ایرج قادری) یک جادوگر آرام و ساکت است و هرمیون یک جادوگر جوان وابله وخام و یک نسل سومی به شدت خلافکار و بی مخ است.

در ادامه فیلم هری پاتر عین فرشته نجات با دو سه تا نصیحت آبدار هرمیون را در حالی که دو سه تا تیزی در بدنش فرو کرده اند و دو گالن خون از او رفته است متحول میکند. و اینبار هرمیون که ظرف مدت سی دقیقه به یک انسان با فهم کمالات تبدیل شده است هری پاتر را همراهی میکند تا به جنگ لورد وولدومرت بروند.

در پایان فیلم به دلیل پایان بندی هندی ماجرا به جای ایرج قادری, آمیتاباچان بدل او در نقش هری پاتر خواهد بود و یک موزیک متن به شدت حزن انگیز هندی هم به فیلم اضافه می شود.

 

قاسم جعفری:

متاسفانه قبل از ساخته شدن فیلم خانم رولینگ با خبر دار شدن از این اتفاق خودش را حلق آویز کرد و فیلم ساخته نشد. با این اتفاق داغ ندیدن این فیلم بر دل جامعه هنری ایران ماندگار شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 22:21  توسط رضا  | 

20 سوالیی که در آن برنده نخواهید شد... ( تست هوش )

مردی در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی دارد جایزه یک میلیون دلاری آن را ببرد.

سوالات را بخوانید
1- جنگ صد ساله چقدر طول کشید؟
الف- 116 سال
ب- 99 سال
ج- 100 سال
د-150 سال
او نمی تواند به سوال جواب بدهد
2-کلاه های پاناما در چه کشوری تولید می شوند؟
الف- برزیل
ب- شیلی
ج- پاناما
د- اکوادر
حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر در خواست کمک میکند
3-روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن می گیرند؟
الف- ژانویه
ب- سپتامبر
ج- اکتبر
د- نوامبر
خوب! بقیه حضار باید به دادش برسند
4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟
الف- ادر
ب- آلبرت
ج- جرج
د- مانوئل
این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت می کند
5-نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است؟
الف-قناری
ب- کانگورو
ج- توله سگ
د- موش
در اینجاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف می دهد
جواب ها
اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه جواب ها را می دانید و به این بنده خدا کلی خندیده اید بهتر اول جواب ها رو مطالعه کنید

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 19:38  توسط رضا  | 

آدم‌ها مثل کتاب‌ها هستند

بعضي از آدم‌ها جلد زرکوب دارند بعضي جلد ضخيم و بعضي جلد نازک.
بعضي از آدم‌ها با کاغذ کاهي چاپ مي‌شوند و بعضي با کاغذ خارجي.
بعضي از
آدم‌ها ترجمه شده‌اند و بعضي از آدم‌ها تجديد چاپ مي‌شوند و بعضي فتوکپي آدم‌هاي ديگرند.
بعضي از آدم‌ها با حروف سياه چاپ مي‌شوند و بعضي از آدم‌ها صفحات رنگي دارند.
بعضي از آدم‌ها تيتر دارند و روي پيشاني بعضي از آدم‌ها نوشته اند :
"
حق هرگونه استفاده محفوظ و ممنوع است"
بعضي از آدم‌ها قيمت روي جلد دارند، بعضي از آدم‌ها با چند درصد تخفيف بفروش مي رسند.
بعضي از آدم‌ها را بايد جلد گرفت، بعضي از آدم‌ها را مي شود توي جيب گذاشت.
بعضي از آدم‌ها نمايش‌نامه‌اند
و در چند پرده نوشته مي‌شوند، بعضي از آدم‌ها فقط جدول و سرگرمي هستند و بعضي معلومات عمومي.
بعضي از آدم‌ها خط‌خوردگي دارند و بعضي غلط چاپي دارند.
از روي بعضي از آدم‌ها بايد مشق نوشت و از روي بعضي از آدم‌ها بايد جريمه نوشت.
بعضي از آدم‌ها را بايد چند بار بخوانيم تا بفهميم و بعضي از آدم‌ها را بايد
نخوانده دور انداخت...
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 19:36  توسط رضا  | 

عملکرد

پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی.
مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."
پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".
پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"
پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه".
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 19:35  توسط رضا  | 

روانشناسی ابرو

 در بررسی هایی که بر روی شکل ابروها و رابطه آنها با شخصیت انسان انجام گرفته است، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که هر شکلی از ابرو با شخصیت صاحب آن رابطه دارد. در این قسمت قصد داریم انواع ابروها را  برای شما معرفی کنیم.

در اینجا به چند شکل از ابروها و رابطه آنها با شخصیت افراد اشاره می شود:

۱- ابروهای نرم و کم پشت نشانه ناپختگی و بی تجربگی است.

۲- ابروهای پرپشت نشانه تحرک زیاد و پرانرژی بودن است.

۳- ابروهای بلند نشانه ثبات شخصیت و تلاش و کوشش فراوان است.

۴-  ابروهای کوتاه نشانه عدم استواری و خیالاتی بودن است.

۵- ابروهای پیوسته نشانه حساس بودن است.

۶- ابروهای دور از هم نشانه ضعف و انزوا طلبی و ناپختگی است.

۷- ابروهای نزدیک به چشمها نشانه اراده قوی و تمرکز ذهن است.

۸- ابروهای صاف نشانه شخصیت محکم و لجباز است.

۹- ابروهای کمانی نشانه نیرو و نشاط و گرمی است.

۱۰-  ابروهایی که انتهای آنها به سمت بالاست نشانه جرأت و نشاط و شادمانی است.

۱۱-  ابروهایی که انتهای آن افتاده است نشانه پیچیدگی شخصیت و اضطراب است.

به طور کلی می توان گفت:

ابروهای پرپشت: نشانه فعالیت، ابروهای بلند: نشانه اراده، ابروهای بالا : نشانه جرأت و ابروهای کمانی: نشانه گرمی و اشتیاق است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 19:34  توسط رضا  | 

شغل دوم ۶۶چهره‌ مشهور ایرانی

۱-محمدرضا گلزار --- کلوب زيبايي
2- بهرام رادان --- کافي شاپ
3- پرويز پرستويي --- کارمند دادگستري (قبلاً)
4- پژمان بازغي --- فروش اقساطي خودرو
5- رضا صادقي --- کافي شاپ
6- علي لهراسبي --- تبليغات
7- تهمينه ميلاني --- معماري داخلي
8- قاسم افشار --- آهن فروشي
9- رضا کيانيان --- مجسمه سازي
10-حسين زمان --- استاد دانشگاه
11- يوسف تيموري --- فروشگاه لوستر فروشي
12- مهتاب کرامتي --- مزون لباس
13- محمد سلوکي --- پيک موتوري و نمايندگي پارس
14- نيما مسيحا --- کارخانه توليد واکس
15- فتحعلي اويسي --- کارمند شبکه اول سيما (قبلاً)
16- ليلا حاتمي --- کافي شاپ
17- محمود شهرياري --- فروش اشياء عتيقه (قبلاً)
18- بهنوش بختياري --- منشي صحنه
19- ساعد هدايتي --- کارمند بيمارستان
20- رضا رشيدپور --- محاسبات ساختماني
21- امين تارخ --- آموزشگاه بازيگري
22- سيد محمد حسيني --- معاملات املاک در امارات
23- بهرام شفيعي --- ساخت و ساز
24- مريلا زارعي --- تجارت
25- سيدجواد يحيوي--- کشت گندم
26- عليرضا دبير --- فروشگاه شکلات
27- رامبد جوان --- تبليغات
28- ماني رهنما ---- تدريس آواز و مربي دوچرخه سواري
29- مريم کاوياني --- پرستار
30- نيکي کريمي --- مترجم
31- شبنم قلي‌خاني --- مدرس دانشگاه
32- مرتضي حيدري --- سهامدار بانک
33-هرمز شجاعي مهر – سردبير خانواده سبز
34- سيدمحمدرضا حسينيان --- سردبير زندگي ايده‌آل
35- لاله صبوري --- مدير رستوران (قبلاً)
36- حميد غلامعلي --- کارمند بانک
37- رضا عطاران --- آتليه عکاسي
38- مجيد اخشابي --- استوديوي توليد موسيقي
39- مهرداد ميناوند --- معاملات املاک در امارات
40- بهاره رهنما --- نويسنده
41- حسين رفيعي --- آتليه نقاشي
42- محمد نصرتي --- فروشگاه لوازم صوتي و تصويري
43- پوريا پورسرخ --- طراحي فضاي سبز
44- شاهين آرين --- تالار پذيرايي
45- سپند و کمند اميرسليماني --- آتليه عکاسي
46- حسن جوهرچي--- تبليغات
47- علي دهکردي --- دفتر فيلمسازي
48- حميد استيلي --- بوتيک
49- محمدرضا فروتن --- دفتر طراحي داخلي
50- امير تاجيک --- مهندسي بدنه هواپيما (قبلاً)
51- سيد جواد هاشمي --- معلم
52- مريم اميرجلالي --- حسابدار
53- کريم باقري --- نمايشگاه اتومبيل
54- علي مصفا --- کافي‌شاپ
55- مرجان شيرمحمدي --- نويسنده
56- مسعود کيميايي --- مدرسه فيلمسازي
57- حميد خندان --- کافي شاپ
58- داريوش مهرجويي --- مترجم
59- عليرضا افتخاري --- ساخت و ساز
60- انديشه فولادوند --- تجارت
61- خشايار اعتمادي --- ساخت و ساز
62- نگار جواهريان --- روزنامه‌نگار
63- لاله اسکندري --- صنايع دستي
64- افشين يداللهي --- روانپزشک
65- گلاب آدينه --- کلاس بازيگري
66- محمد اصفهاني --- ساخت و ساز
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 19:32  توسط رضا  | 

آیا می دانید که مشاهیر دنیا قبل از اینکه اینقدر معروف شوند چه کاره بودند؟

آدولف هیتلر…………….دیکتاتور آلمان……………..نقاش پوستر
آلبرت انیشتن………..فیزیکدان….منشی اداره ثبت
الویس پریسلی……….خواننده……………………راننده کامیون
امیرکبیر…………….صدراعظم ناصرالدین شاه……….آشپز
او هنری…………….نویسنده…………………..گاوچران
جرالدفورد ………….رئیس جمهور آمریکا……..مانکن لباس مردانه
جوزپه گاریبالدی………..انقلابی ایتالیایی………………ملوان
جیمی کارتر…………رئیس جمهور آمریکا………………بادام کار
رونالد ریگان……..رئیس جمهور آمریکا……………..هنرپیشه سینما
شون کانری……… هنرپیشه سینما……..بنا و راننده کامیون
کلارک گیبل…………..هنرپیشه سینما…………….چوب بر
ویلیام فالکنر…………..نویسنده…………………..نقاش ساختمان
گاندی……………رهبر فقید هند…………..وکیل دادگستری
جرج واشنگتن…………اولین رئیس جمهور آمریکا…………..کشاورز
نادرشاه افشار……..موسس سلسله افشاریه………..پوستین دوز
یعقوب لیث……………سرسلسله صفاریان……………….رویگر
امیر اسماعیل سامانی…….سرسلسله امرای سامانی…….ساربان
آلپتکین……….سرسلسله غزنویان…………غلام زر خرید
فرخی سیستانی……….شاعر مشهور ایران…….کارگر کشاورز
حضرت عیسی (ع)………….پیامبر بزرگ مسیحیت……….. .نجار
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 19:31  توسط رضا  | 

قوانینی که نیوتن از قلم انداخت

قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

  قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.

قانون تعمیر: 

بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

قانون کارگاه: 

اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

قانون معذوریت: 

اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به

خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.

قانون روبرو شدن: 

احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید

افزایش می‌یابد.

قانون نتیجه: 

وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 19:29  توسط رضا  | 

قوانین مورفی

هر چیزی راكه میخواهید، نمیتوانید داشته باشید و آنچه را كه دارید نمی خـواهیـد!" قــوانین مــورفی مــجموعه ای از قوانین حاكم بر زندگی هستند كـه اكثر آنها از بدبینی نـشات گـرفتـه و جـنـبـه شوخی دارند امـا بسیاری از آنها نیز واقعیت هستند.
قوانین مورفی توسط شخصی بنام كاپیـتـان ادوارد مورفی مهندس نیروی هوایی، در سـال 1949 پـا بـه عـرصه حضور گذاشت. وی هنگامی كه روی پروژه ای در نیـروی هـوایـی مشغول بررسی روند كار بود متوجه شد كه تراسفورماتوربه صـورت نـادرسـتی سیم پیچی شده در مـورد تكنسین مربوطه چنین گفت:"اگر این تكنسین راهی باشه تا بتونه كـارشـو درسـت انـجـام نده، اون راهو پیدا میكنه." قـوانین
مورفی اكنون افزون بر هـزاران قانون می بـاشد كـه توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه ای ازقـوانـیـن حـاكـم بر زنـدگی هسـتند كـه اكثر آنها از بدبینی نشات گرفته و جنبه شوخی دارند امـا بسـیاری از آنها نیزعینیت و واقعیت دارند. اكنون به برخی از این قوانین توجه كنید:


1- اگـر قـرار بـاشه كاری خراب بشه و درست پیش نره، حتما خراب می شـه آن هـم در نامناسبترین زمان!
2- اگر احتمال داشته باشه چندین كار خراب بشه، آن كـاری كه بیشترین ضرر را خواهد زد درست پیش نخواهد رفت!
3- همه چیز در حال بدتر شدن است!

بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 19:28  توسط رضا  | 

معیار ارزش انسان

سخنران معروفی در یک جلسه ی سخنرانی یک اسکناس با ارزش از جیبش در آورد وپرسید؟ چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه ی حاضرین بالا رفت. او گفت:بسیار خوب من این اسکناس را به یکی ازشما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم و سپس در مقابل نگاههای متعجب اسکناس را مچاله کردوپرسید:چه کسی مایل است هنوز این اسکناس را داشته باشد ؟ و باز دست همه ی حاضرین بالا رفت. بار دیگر اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگدمال کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید . بعد اسکناس را برداشت و سوال را دوباره تکرار کرد وباز هم دست همه ی حاضرین بالا رفت . سخنران گفت:دوستان من :با این بلاهایی که من سر این اسکناس آوردم از ارزش آن چیزی کم نشد و همه ی شما خواهان آن هستید ...
در زندگی واقعی هم همینطور است ;ما خم میشویم ...مچاله میشویم و احساس میکنیم پشیزی ارزش نداریم ولی این گونه نیست و صرفنظر از این که چه بلاهایی سرمان آمده باشد.هرگز ارزش خود را از دست نمیدهیم و در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روبه رو میشویم;خاک آلود میشویم...ولی هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند آدم با ارزشی هستیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 19:27  توسط رضا  | 

درس های مهم

نخستين درس مهم

من دانشجوى سال دوم رشته پرستاري بودم. يک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم
به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن
داشته است. سوال اين بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت
می‌کند چيست؟»

من آن زن نظافتچى را بارها ديده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و
حدوداً شصت ساله بود. امّا نام کوچکش را از کجا بايد می‌دانستم؟ من برگه
امتحانى را تحويل دادم و سوال آخر را بی‌جواب گذاشتم. درست قبل از آن که
از کلاس خارج شوم دانشجويى از استاد سوال کرد آيا سوال آخر هم در
بارم‌بندى نمرات محسوب می‌شود؟ استاد گفت: حتماً و ادامه داد: شما در
حرفه خود با آدم‌هاى بسيارى ملاقات خواهيد کرد. همه آن‌ها مهم هستند و
شايسته توجه و ملاحظه شما می‌باشند، حتى اگر تنها کارى که می‌کنيد لبخند
زدن و سلام کردن به آن‌ها باشد.

من اين درس را هيچگاه فراموش نکرده‌ام.

دومين درس مهم

يک شب، حدود ساعت ٥/١١ بعدازظهر، يک زن مسن سياه پوست آمريکايى در کنار
يک بزرگراه و در زير باران شديدى که می‌باريد ايستاده بود. ماشينش خراب
شده بود و نيازمند استفاده از وسيله نقليه ديگرى بود. او که کاملاً خيس
شده بود دستش را جلوى ماشينى که از روبرو می‌آمد بلند کرد. راننده آن
ماشين که يک جوان سفيدپوست بود براى کمک به او توقف کرد. البته بايد توجه
داشت که اين ماجرا در دهه ١٩٦٠ و اوج تنش‌هاى ميان سفيدپوستان و
سياه‌پوستان در آمريکا بود. مرد جوان آن زن سياه‌پوست را به داخل ماشينش
برد تا از زير باران نجات يابد و بعد مسيرش را عوض کرد و به ايستگاه قطار
رفت و از آن جا يک تاکسى براى زن گرفت و او را کمک کرد تا سوار تاکسى
شود.

زن که ظاهراً خيلى عجله داشت از مرد جوان تشکر کرد و آدرس منزلش را
پرسيد. چند روز بعد، مرد جوان در خانه بود که صداى زنگ در برخاست. با
کمال تعجب ديد که يک تلويزيون رنگى بزرگ برايش آورده‌اند. يادداشتى هم
همراهش بود با اين مضمون:

«از شما به خاطر کمکى که آن شب به من در بزرگراه کرديد بسيار متشکرم.
باران نه تنها لباس‌هايم که روح و جانم را هم خيس کرده بود. تا آن که شما
مثل فرشته نجات سر رسيديد. به دليل محبت شما، من توانستم در آخرين
لحظه‌هاى زندگى همسرم و درست قبل از اين که چشم از اين جهان فرو بندد در
کنارش باشم. به درگاه خداوند براى شما به خاطر کمک بی‌شائبه به ديگران
دعا می‌کنم.»



سومين درس- هميشه کسانى که خدمت می‌کنند را به ياد داشته باشيد

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد
قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش
رفت.

پسر پرسيد: بستنى با شکلات چند است؟

خدمتکار گفت: ٥٠ سنت

پسر کوچک دستش را در جيبش کرد، تمام پول خردهايش را در آورد و شمرد. بعد
پرسيد:  بستنى خالى چند است؟

خدمتکار با توجه به اين که تمام ميزها پر شده بود و عده‌اى بيرون قهوه
فروشى منتظر خالى شدن ميز ايستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت : ٣٥ سنت

پسر دوباره سکه‌هايش را شمرد و گفت:

 براى من يک بستنى بياوريد.

خدمتکار يک بستنى آورد و صورت‌حساب را نيز روى ميز گذاشت و رفت. پسر
بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت
کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تميز کردن ميز رفت، گريه‌اش گرفت. پسر
بچه روى ميز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود

يعنى او با پول‌هايش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد امّا چون پولى براى
انعام دادن برايش باقى نمی‌ماند، اين کار را نکرده بود و بستنى خالى
خورده بود!!





چهارمين درس مهم- مانعى در مسير

در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس
در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى
از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور
زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه
گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به
سنگ نداشتند.

سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين
گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده
هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد.
هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش
ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را
باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال
کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست
که بسيارى از ما نمی‌دانيم!  «هر مانعى = فرصتى»

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 21:37  توسط رضا  | 

دو حکایت پند آموز

اشتباه فرشتگان

درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده مي شود .پس از اندك زماني داد
شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به
جهنم!؟

از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و
جهنميان را هدايت مي كند و…

حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است:

 با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود
شيطان تو را به بهشت باز گرداند.



مرد کور

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار
پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید .
روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در
داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور
اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان
نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز
نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و
اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر
او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته
است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به
شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت
ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید
دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای
زندگی است. حتی برای کوچکترین

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 21:35  توسط رضا  | 

ما ایرانیها

 ميگن يه روز جبرئيل ميره پيش خدا گلايه ميکنه که: آخه خدا، اين چه وضعيه آخه؟ ما يک مشت ايروني داريم توي بهشت که فکر ميکنن اومدن خونه باباشون! به جاي لباس و رداي سفيد، همه شون لباس هاي مارک دار و آنچناني ميخوان! هيچ کدومشون از بالهاشون استفاده نميکنن، ميگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' جايي نميرن! اون بوق و کرناي من هم گم شده... يکي از همين ها دو ماه پيش قرض گرفت و رفت ديگه ازش خبري نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوي دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تميز ميکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتي ديدم بعضيهاشون کاسبي هم ميکنن و حلقه هاي بالاي سرشون رو به بقيه ميفروشن .


خدا ميگه: اي جبرئيل! ايرانيان هم مثل بقيه، مخلوقات من هستند و بهشت به همه مخلوقات من تعلق داره. اينها هم که گفتي، خيلي بد نسيت! برو يک زنگي به شيطان بزن تا بفهمي درد سر واقعي يعني چي!!!


جبرئيل ميره زنگ ميزنه به جناب شيطان... دو سه بار ميره روي پيغامگير تا بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب ميده: جهنم، بفرماييد؟
جبرئيل ميگه: آقا سرت خيلي شلوغه انگار؟


شيطان آهي ميکشه و ميگه: نگو که دلم خونه... اين ايرونيها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو ميکنم اين طرف، اون طرف يه آتيشي به پا ميکنن! تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوري بود و آتيش بازي!... حالا هم که... اي داد!!! آقا نکن! بهت ميگم نکن!!! جبرئيل جان، من برم .... اينها دارن آتيش جهنم رو خاموش ميکنن که جاش کولر گازي نصب کنن...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 11:25  توسط رضا  | 

گوگل دوست يا دشمن

سلااااام دوستان

چند روز پيش در هفته نامه بايت روزنامه خراسان مطلبي خوندم در مورد تحريم گوگل عليه كاربران ايراني.

شايد شما هم مي دانيد كه گوگل بيشتر خدمات خود را بر كار بران ايراني مسدود ميكند،ولي كاربران ايراني از موتور جست و جوي گوگل استفاده مي كنند.البته من حق را به كاربران ايراني مي دهم چون قدرتمند تر از گوگل در جست و جوي اينترنت پيدا نمي شود.

نظر شما در مورد گوگل چيه؟ آيا شما هم از گوگل استفاده مي كنيد؟

+ نوشته شده در  شنبه 30 آبان1388ساعت 18:38  توسط رضا  | 

به نام خدا

شروع به كار وبلاگ

سلام

وبلاگ یاگو با هدف سرگرم كردن شما و در كنار آن مطالب آموزنده و موضوعات مختلف ديگر راه اندازي شده است.اميدواريم با نظرات مفيد خود ما را همراهي كنيد.

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 10:57  توسط رضا  |